قهرمان ميرزا عين السلطنه
6916
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
وزارت جنگ بود . نه صلاح خودش بود داخل اين بازيها شود نه صلاح مردم . روسها همان رلى را كه انگليسها در 1324 بازى كردند در پرده و مختصرتر بازى نمودند . چون مردم از ايام مشروطه مستعدتر براى عدم قبول جمهورى بودند و اينك روس و انگليس دارند بهم نزديك مىشوند . پس موقعيت ايران كمتر از موقعيت 1907 نيست . چه وقايعى پيش آيد اندكى صبر لازم است . مقالهء شفق سرخ « شفق سرخ » امروز باز منتشر شد . اول آن مىنويسد : « پدر وطن رفت » ، آن كسىكه بعد از دو قرن ضعف و مذلت و تفرق و تشتت به ايران قوت و عزت و وحدت داد روز گذشته از طهران پر از جنايت و غرض بيرون رفت . سردار سپه رفت طهران پر از جنايت را بهحال خود گذاشت . ولى تكليف مجلس چيست . بعد مجلس را مخاطب قرار داده شرحى از خدمات وى نقل مىكند . آنوقت مىنويسد رفتن سردار سپه و تسلط اجنبى . رفتن سردار سپه و اختلاف كلمه . رفتن سردار سپه و ظهور ياغيان . رفتن سردار سپه و درهم شكستن اعتبارات ايران . رفتن سردار سپه و اغتشاشات داخلى . رفتن سردار سپه و محو شدن نقشهء اصلاحات باهم مترادف است ، سردار سپه پدر وطن است . سردار سپه نمونهء روح مردانگى است . سردار سپه جانشين اردشير بابكان ايرانى است . سردار سپه نادر شاه افشار است . سردار سپه قائد تواناى مليون است ( تو كه اينها را مىدانستى چرا اسباب رفتن او را فراهم كردى ناجوانمرد بىانصاف ) . اين شخص نبايد برود و لو به قيمت ريختن خونهاى زيادى باشد . بايد برگردد ( و به تو پول بدهد ) . زيرا ملت ايران او را دوست دارد . چشم بيست و پنج قرن تاريخ گذشته ايران به طرف او متوجه است . سردار سپه بايد برگردد . اين روح ملت است كه با نوك خامه « شفق » مراجعت او را تقاضا مىكند . هركس به غير آن تصور كند خائن وطن است . چه بايد كرد . امروز سردار سپه مركز عظمت و افتخار و استقلال و امنيت ايران شده . اگر رفت همه اينها مىرود . حتى براى شهوترانى و غرضورزى مخالفين هم موقعى پيدا نمىشود . آقايانى كه در بهارستان جمع شدهايد ، به دوام دورهء خود نمىتوانيد اطمينان داشته باشيد ، الخ . ( پايان مقالهء شفق سرخ ) همه حرف اين مردم خصوصا اين روزنامهنويسها در اين هجده سال اين بود و مشروطه را هم براى همين كلمه گرفتند كه قانون و تشكيلات مملكتى بايد قائم مقام اشخاص باشد كه به رفتن كسى و آمدن ديگرى اوضاع برهم نخورد و حالا اينطور مرقوم مىدارند . پس همان حرف ماست و حرف آقا سيد ضياء الدين كه اين ايران امروزه